با توجه به ویژگی هایی که برینتون برای این مرحله از چهار انقلاب بزرگ جهان و به گونه ای تمامی دگرگونی های قدرت در کشورها و جایگزینی قدرتی کاملا متفاوت بارژیم پیشین بر می شمارد شاهد اوضاعی خواهیم بود که در آن تصفیه حساب های عقیدتی و شخصی چه میان افراد درون انقلاب و چه افراد بیرون از انقلاب ویژگی شاخص این مرحله خواهد بود.تصفیه حساب هایی که هیچ سنخ از اجتماع – چه انقلابی و معاند رژیم پیشین و چه افراد خنثی ایی که روحا حد فاصل چشمگیری با انقلاب دارند- را از آن مصونیتی نیست، چه رسد به ابزار های خشونت و سرکوب رژیم پیشین که در مقام بقای رژیم و سرکوب انقلابیون مهم ترین و اصلی ترین ابزار بوده و به گونه ای پایه هایی بودند که بنای حاکمیت بر آن استوار بود.
با این اوصاف و از یک سو با توجه به وضعیت رژیم ایران در سطح بین الملل و از سوی دیگر رشد روز افزون حرکت ملی آذربایجان برای بدست آوردن قدرت سیاسی زیاد دور از انتظار نیست که غرب آذربایجان نیز در آینده شاهد امری شبیه عصر وحشت برینتون باشد، که در آن نیروهای آذربایجانی ارتش،نیروی انتظامی و حتی سپاه پاسداران که اکنون ناجیان و حافظان جمهوری اسلامی ایران به حساب می آیند قدرت خود را باخته و در برابر مردمانی قرار گیرند که تا دیروز شکنجه و ظلم را بر ایشان معنا می کردند و درآمدشان از تعقیب، زندانی و گاه کشتن مبارزین تامین می شد وحال هیچ ندارند جز گذشته ای که اکنون ایشان را در مقام تصفیه شوندگان قرار می دهد. حال در این میان با توجه به ویژگی تقریبا دیگر گونه ی غرب آذربایجان و وجود پارامتر سومی بنام تروریسم کورد در منطقه شاید رفتار مبارزین و ملت آذربایجان در این عصر مهمترین پارامتر در تقابل با واقعیت یافتن مالیاخولیای تروریست ها و صیانت از تمامیت خاک آذربایجان باشد، چرا که اگر در چنین موقعیتی از زمان نیروی آذربایجانی صرف تصفیه هایی شود که سخن از آن ها به میان آمد نیروی برنده تروریستی خواهد بود که با دو سنخ آذربایجانی تضعیف شده یعنی طرفداران رژیم پیشین و مبارزین روبروست که روی در روی یکدیگر دارند و بس سهل تر می تواندساکن خانه هایی این چنین تضعیف شدندگانی شود تا با یک سنخ آذربایجانی مواجه باشد که جدای از ملی گرا بودن و یا نبودنش می خواهد ساکن همان شهری باقی بماند که در آن زاده شده و لحظه هایش در احساس تعلق بدان اما به گونه ای متفاوت گذرانده شده است.
در انتها به نظر راقم سطور در صورت حاکم شدن دوره ای شبیه به عصر وحشت برینتون در غرب آذربایجان برنده اصلی تروریسم کورد در تصاحب خانه و کاشانه آذربایجانی خواهد بود، اما اگر هوشیاری مبارزین حرکت ملی آذربایجان اجازه ظهور چنین مرحله ای را ندهد و تروریسم به یقین برسد که ملت آذربایجان خودی را هرچه که باشد، حتی قاتلین دیروزی اش، بر بیگانه ترجیح می دهد با توجه به قلت اعضا خود و اندکی تعقل، مسئله را کان لم یکن فرض کرده و نابخردی به خرج نمی دهد.