تبليغاتX
بیجار آذربایجان
بیجار آذربایجان
بیجار درطول تاریخ همواره بخشی از آذربایجان بوده است(زنجان)از سال 1337بالاجبار ضم
استاندار کوهستان از نزدیک با مردم سریش آباد ملاقات کرد .

نکته:

سیرش آباد یکی از شهر های صددر صد تورک  زبان قروه آذربایجان می باشد٬که در بین شهر قروه و بیجار واقع  شده است.   از عمده مشگلات این شهر نبود کار وامکانات رفاهی٬خدماتی وتفریحی می میباشد.  در بین  شهر های استان بیشترین شهدا رامنطقه ی گروس تقدیم وطن مان نموده اند که از این میان بیشترین آمارشهدا را شهر سریش آباد به خود اختصاص  داده است  این شهر همواره  رودر روی  ناسیونالیسم کورد قرار داشته است. به همین دلیل کوردها به این  شهر آذربایجانی (سریش آباد )وسایر شهرهای تورک وتورک تبار منطقه ی گروس همواره به دید  فرزند خوانده  نگریسته اند! گذشته از تبعیضات فراوان اقتصادی حتی کوچکترین اشاره ای  به فرهنگ تورک وملت تورک دراین استان نشده است ؟!بطوری که سایتهای استانداری گورستان و سیروان نیوز  هیچ اشاره ای به وجود فرهنگی غیر از فرهنک کولی ها(کورد) در این استان نکرده اند؟!  اگر کسی به این استان سفر نکرده با شد فکر می کند که این استان تمامآ  کورد زبان و سنی مذهب است! در حالی که نیمی از خاک این استان در ید تورک وگروس  قرار دارد وقریب به نیمی از جمعیت استان را تورک ٬گروس ٬تورک تبارها (ایلات  گلواخی٬ قالقالی ٬زرگری) تشگیل می دهند

استانداری  http://www.ostan-kd.ir/Default.aspx?TabID=37

استاندار کوهستان از نزدیک با مردم سریش آباد ملاقات کرد

20 مرداد 85
 
اسماعیل نجار استاندار کردستان روز پنجشنبه در مسجد صاحب الزمان شهر سریش آباد از نزدیک با مردم و کسانی که قصد داشتند با ایشان ملاقات داشته باشند ، حضور پیدا کرد.

وی در این نشست صمیمی ضمن رسیدگی به مشکلات آنان گفت : رسیدگی به مشکلات مردم از اولویت های کاری دولت نهم و مسئولان استان است.

وی با بیان اینکه  محور اصلی فعالیتم مردم هستند افزود : مردم ولی نعمت ما هستند و ما از هیچ تلاش و خدمتی برای رفاه و آسایش آنان دریغ نمی ورزیم .

در این نشست سه ساعته  جوانان و اهالی این منطقه با بیان مشکلات خود خواستار حل این مشکلات توسط مسئولان استان شدند.

 
http://www.ostan-kd.ir/Default.aspx?TabId=50&nid=7760

----------------------------------------------------------------------------

نماینده بیجار :نمایندگان کردستان جوان وکم تجربه اند!!

22 مرداد 85
 
سیروان نیوز: "محمد علی مقنیان" نماینده بیجارکه پیشتر منتسب به جریان اصلاحات بود ، با بروز اختلافات جدی با همکاران کردستانی اش درمجلس ، صریحا" از دیگر نمایندگان کردستان با کلماتی چون "جوان وکم تجربه" نام برد وبا اعلام جدایی مشی ومسیر خود ازآنان، گفته: استاندار کردستان و مجموعه دولت نهم مورد حمایت اینجانب بوده و انتقاداتی که مجمع نمایندگان استان نسبت به دولت دارند، مورد تایید من نیست.

او به ایرنا گفته:چندی پیش یکی از نمایندگان استان با عنوان رییس مجمع نمایندگان با ریاست جمهوری ملاقات کرده و نسبت به مدیریت استان انتقاداتی کرده بود. انتقاد این نماینده مورد تایید من نبوده و ایشان نمی‌تواند به نمایندگی از کل نمایندگان اظهار نظر کند زیرا مجمع مورد تایید نبوده و به نظر من رسمیت ندارد.

وی این را هم گفته که تشکیل مجمع نمایندگان یک امر مطابق قانون نبوده بلکه توافقی است و نمی‌توان به نمایندگی از کسی که در این توافق حضور نداشته، اظهار نظر کرد.

مقنیان افزود: بدلیل مخالفت من با حرکت این نماینده، مجمع نمایندگان استان در نامه‌ای که به معاون حقوقی و مجلس رییس جمهور نوشته‌اند، به من تهمت تفرقه‌افکنی در بین نمایندگان را زده‌اند در حالی که نخستین کسی که برای وحدت و یکدلی نمایندگان گام برداشت، من بودم.

وی گفت: نامه این نمایندگان از روی جوانی و کم تجربگی بوده و همین حرکت آنها زمینه‌ساز تفرقه است. بخش های از این نامه توسط سیروان نیوز منتشر شد.

والبته احتمالا انتصاب شهردار جدید شهر یاسوکند مسایل جدیدی را روشن کند. آیا حکم او به زودی صادر می شود؟ کمی باید منتظر باید ماند تاخط وربط این اختلاف وائتلاف جدید روشن شود.

عکس: مقنیان -ایرنا
 
http://sirwannews.com/Default.aspx?TabId=58&nid=4713

|+| نوشته شده در  بیست و سوم مرداد 1385ساعت   توسط سید محمد موسوی  | 

در گفت‌وگو با داود سليمي مجري طرح فولاد گروس عنوان شد

 

در گفت‌وگو با داود سليمي مجري طرح فولاد گروس عنوان شد

 این مصاحبه مر بوط به دوم خرداد ۸۵ ۱۳میباشد ولی بدلیل اهمیت موضوع جهت اطلاع مردم منطقه بیجار ویاسوکند در ج  شده است .           http://www.donya-e-eqtesad.com/85-02-02/master0202.htm

احداث بزرگ‌ترين كارخانه سنگ‌آهن دانه‌بندي شده بخش خصوصي در كشور

بزرگ‌ترين كارخانه سنگ‌آهن دانه‌بندي شده بخش خصوصي با ظرفيت اسمي 5/2ميليون‌تن در سال (فاز اول) و با سرمايه‌گذاري بيش از 60ميليارد ريال تيرماه 85 در استان كردستان به بهره‌برداري رسمي مي‌رسد.

داوود سليمي مجري طرح كارخانه شركت فولاد گروس كه مسووليت راه‌اندازي كارخانه سنگ‌آهن را دارد در گفت‌وگوي اختصاصي با خبرنگار روزنامه دنياي اقتصاد گفت: فاز اول اين مجتمع با هدف توليد 5/2ميليون‌تن سنگ‌آهن دانه‌بندي شده در زميني به مساحت 30هكتار در تيرماه امسال راه‌اندازي مي‌شود.

وي افزود: اين مجتمع در چهار فاز توليد سنگ‌آهن، گندله، شمش و ريخته‌گري طراحي شده است.

سليمي اظهار داشت: مواد  اوليه اين كارخانه از معدن شهرك با ذخيره 45مليون تن كه در نزديكي مجتمع مي‌باشد، تامين مي‌شود.

سليمي ضمن قدرداني فراوان از استاندار كردستان، نماينده مردم بيجار
 در مجلس شوراي اسلامي، مسوولان محلي شهرستان بيجار و رييس اداره كار
و امور اجتماعي اين منطقه كه در اجراي سريع كار همكاري لازم را كردند،
 گفت: احداث اين مجتمع در كشور دو مزيت اصلي دارد يكي اينكه
 براي اولين‌بار بخش خصوصي بزرگ‌ترين كارخانه سنگ‌آهن را احداث مي‌كند
 و دوم ، اين طرح در كوتاه‌ترين زمان ممكن به بهره‌برداري مي‌رسد


ادامه مطلب
|+| نوشته شده در  پانزدهم مرداد 1385ساعت   توسط سید محمد موسوی  | 

انشقاق درنمایندگان کردستان به نفع دولت
انشقاق درنمایندگان کردستان به نفع دولت
10 مرداد 85

سیروان نیوز: 5نماینده شهرستانهای کردستان درمجلس ، هفته گذشته درنامه ای که برای مقامات رسمی ارسال کردند ، تایید کردند

که نماینده بیجار با این بهانه که" از منظر او مجمع نمایندگان کردستان دارای توجیه قانونی نیست " از این مجمع خارج شده وبه این ترتیب او تفرقه بین مجمع نمایندگان را کلید زده است.در اصل جناب آقاي محمد علي مقنيان كورد نبوده٬بلكه از توركهاي بومي بيجار مي باشد. عضويت ايشان در مجمع نمايندگان كورد آن هم مجمعي به اين بزرگي!هيچ توجيهي نداشته وازنظر ما مردم بيجار عضويت نمايندهاي بيجار وقروه درمجمع نمايندهاي كوردخيانت به منطقه مي باشد. 

آنان درنامه خود که برای معاون حقوقی وامور مجلس رییس جمهوری ارسال کرده اند، نوشته اند:" اخیرا" درکمال تعجب شاهد مکاتبه آقای مقنیان نماینده بیجار واحدی از نمایندگان استان کردستان به شماره 5559 مورخ 23/2/85 خطاب به جنابعالی بودیم که وجود مجمع نمایندگان کردستان از منظر ودانش حقوقی ایشان دارای توجیه قانونی نیست . "

آنان در ادامه نامه خود نوشته اند به این جهت که نماینده بیجار خود دارای مشکلاتی است وبه خود اجازه حضور درمجمع نمایندگان کردستان را نمی دهد مایه تاسف برای مردم بیجار است.اصلآ٬ اين كار مقنيان بسيار ستودني است. 

بااین وصف نمایندگان دیگر شهرستانهای کردستان وعده داده اند که مشکلات مردم بیجار را باتمام توان پیگیری نمایند.

لطف شما زياد .       از طلا شدن پشيمان گشته ايم        لطف فرموده ما را مس  كنيد

 

لطف شما همواره شامل حال مردم منطقه ي بيجار گروس بوده است٬از اين رو  بوجه ي سد قمچوقاي٬ذوب آهن بيجار٬كتابخانه٬دو واحد از انبارهاي سيلوي تخت٬بيمارستان تامين اجتماعي و...از دست مردم بيجارگروس ربوده شد!!!ودر منطقه  كوردستان به اجراء درآمد (بانه٬دهكلان٬سقز٬مريوان٬سنندج)روستاهاي شما به شهر مبدل شده وشهر ما به روستا!!! اينها از الطاف شما كوردها در حق مردم منطقه ي گروس است.لطف شمازياد ما نه كورديم نه نيازي به پيگيريهاي شما داريم .دستتان توي كار خودتان باشد.(خيانت)

خبرهای رسیده حاکیسیت که مقنیان به حامیان جدی استاندار کردستان پیوسته است. احتمال می رود نمایندگان کردستان پس از همراهی یک ساله با دولت قصد داشته باشند تاحدودی جانب انتقاداز دولت را پی گیرند. http://sirwannews.com/Default.aspx?TabId=58&nid=4692

|+| نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1385ساعت   توسط سید محمد موسوی  | 

بيجار و مشكل بيكاري جوانان ترك
بيجار و مشكل بيكاري جوانان ترك

تبعيض در ايجاد موقعيتهاي شغلي در منطقه بيجار ما را بر آن داشت كه داد مظلوميت جوانان شهرمان را به گوش وجدانهاي بيدار برسانيم . مشكل بيكاري موضوعي است كه خود مشكلات عديده اي را براي مردم منطقه اي گروس (منطقه كه داراي فرهنگي موتفاوت از فرهنگ كردي با گرايشات مركزگرايانه و  تشيع) فراهم آورده است! سعي ميكنيم بسيار خلاصه نمونه هاي از اين .مشكلات را مطرح نماييم.
بدليل نبود درآمد و بيكاري اغلب جوانان با مشكلات سوء رفتاري مواجه گشته. كه اين موضوع موجب بوجود آمدن ناهنجاريهاي اجتماعي همچون اعتياد و ساير ناهنجاريها شده است.

مشكل زندگي براي خانوادهايي كه داري جواناني بيكار هستند. نيروي كار جواني كه خود مي بايست زندگي خود را اداره مي نمودند امروز سربار خانواده است. پايين آمدن آمار ازدواج و بالا رفتن آمار طلاق در بين جوانان و دها مشكل ديگر.

موضوع مهم ديگري  كه نمي توان از كنارش به راحتي رد شد. موضوع مشكل معاوضه فرهنگي در اين منطقه ميباشد . با وجود اين مشكل بيجار نقش خود را در حفظ تماميت ارضي از دست مي دهد. منطقه گروس زماني از 45 كيلومتري سنندج (گردنه ماموخ) بوده. امروز بدليل مهاجرت كردها به منطقه گروس و از طرفي مهاجرت گروسها به مركز موجب عقب نشینی فرهنگ شیعی و معاوضه فرهنگي منطقه گشته!بدليل تفاوت هاي اعتقادي گروسها حاضر به امرار معاش و كسب درآمد به گونه كردي (غيراخلاقي و غير اسلامي وقاچاق )نيستند. و به دنبال كسب درآمد حلال به مركز مهاجرت مي نمايند.كه موضوع مهاجرت گروسها(شيعه)باعث عقب نشيني فرهنك گروس و پيشروي فرهنگ كردي شده است! اين روند همچنان ادمه داشته و دارد! بااين روند بيجار گروس نه تنها خود با مشكل معاوضه فرهنگي مواجه گشته. بلكه نقش خود را در حفظ تماميت ارضي از دست ميدهد. روزي بيجاري براي حفظ اين مرض و بوم و حفظ فرهنك شيعي صدها شهيد تقديم فرهنگ شيعي خود مي نمود٬ وهمواره رو در روي موجي (ناسيوناليسم كرد) كه از غرب در وزيدن بود مي ايستاده. خود با مشكلات عديده اي روبروست.

مسوولين و دست اندر كاران اداره كار و امور اجتماعي دراين رابطه بي تقصير نيستند . بطوري كه اغلب بيكاران جوياي كار جوانان ترك بيجار و حومه ميباشند . تقاضاي كار آنها سالهاست در حال خا ك خوردن است . حتي از گرفتن وام خود اشتغالي هم محروم مانده اند . شهر ياسوكند فاقد اداره كار ميباشد! منطقه پيرتاج و توپ آغاج فاقد هر گونه خدمات دولتي ميباشند .لازم به ذكر است بيجار در اغلب دورهاي تاريخي زير نظر مركز و يا همدان و يا زنجان اداره مي شده است كه متاسفانه از سال1337 ازنظر تقسيمات سياسي ضميمه استان كردستان شده است.  پس از آن زمان همواره اطرف استان مورد ظلم مضاعف قرار گرفته است. بوجه هاي صنعتي و عمراني اين شهر همواره به منطقه كردستان انتقال داده شده است(بودجه ذوب آهن ياسوكند بيجار. بودجه سد قم چوقاي. بودجه بيمارستان تامين اجتماعي بودجه دو واحد از انبارهاي گندم تخت. و دهها مورد ديگر)

و سكوت مسوليني كه ازطرف استان انتخاب ميشوند جاي تامل دارد. چراكه اغلب بدليل تبعيت از مركز استان و گرفتن طرفيع باب ميل استان عمل نموده در برابر كاستي هاي اين شهرستان سكوت مرگ باري اختيار كرده اند ! سپردن كارهاي اداري بدست كارمنداني كه از منطقه ديواندره و سنندج به بيجار اعزام شده اند نه تنها هيچ باري از دوش بيجار گروس بر نداشته بلكه يكي ازعوامل اصلي بيكاري جوانان بيجار و عقب ماندگي منطقه ميباشند. خاليست جاي بزرگ مردان شهرم!(شهيدان رحماني-بياتيان. غياثيان. قائم پناه. حبيبي. شكوهي. برزگر و...)

س. م. موسوي

|+| نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1385ساعت   توسط سید محمد موسوی  | 

بخشهاي ترك نشين و آذربايجاني استان كردستان


بخشهاي ترك نشين و آذربايجاني استان كردستان

مهران بهاري

يكى از استانهايى كه بخشهاى عظيمى از منطقه ترك نشين شمال غرب كشور در آن استان قرار داده شده است٬ استان كردستان استּ مناطق ترك نشين و بخشهاى آذربايجانى در استان كردستان٬ اساسا در دشتهاي گسترده منطقه شرقي و شمال شرقى آن٬ شامل بخش عمده دو شهرستان بيجار و قروه و بخشهاى كوچكى از شمال شهرستانهاى سقز و ديواندره مىباشدּ اين نواحى از ديرباز تركنشين٬ ادامه و بخشى از ناحيه پيوسته ترك نشين شمال غرب كشور و جزئى از آذربايجان ائتنيك و يا آذربايجان جنوبى مىباشند كه در اثر بازى با تقسيمات ادارى توسط مرزهاى استانى از مناطق مجاور تركنشين در استانهاى همسايه آذربايجانى (آذربايجان غربى٬ زنجان و همدان) جدا شده و در داخل استان جديد التاسيس كردستان قرار داده شده اندּ امروزه اقلا يك چهارم تا يك سوم اراضى استان كردستان را نواحى ترك نشين و آذربايجانى مذكور تشكيل مىدهدּ اكثريت مطلق شهرستان بيجار ترك نشين و از ديرباز متعلق به آذربايجان استּ شهرستان قروه نيز با جدا كردن دهها مركز جمعيتى ترك نشين از آذربايجان و الحاق آن به استان كردستان بوجود آمده است. (در استان مجاور كرمانشاه٬ شهرستان ترك نشين و آذربايجانى سنقر دچار همين عاقبت شده است)ּ در دهه هاى اخير اين شهرستانها با هجوم مهاجرتى كردان مواجه شده و اقليت كوچك كردنشينى در غرب آنها بوجود آمده استּ علاوه بر مناطق فعلا ترك نشين آذربايجانى مذكور در استان هاى كرمانشاه و كردستان٬ در اين استانها دو گروه مراكز جمعيتى ترك ديگر نيز وجود دارند:

الف- مراكزى كه به صورت جزاير منفرد زبانى و پراكنده ترك نشين٬ در دريايى از هموطنان كرد و لر و قرار دارند. اينگونه جزاير زبانى تركى علاوه بر سه شهرستان فوق٬ در ديگر شهرستانهاى استانهاى كرمانشاه و كردستان نيز يافت مىشوند.
ب- مناطق سابقا ترك نشين كه به مروز زمان و با مهاجرت كردان تازه وارد و خروج تركان بومى به ديگر مناطق٬ و گسترش ناحيه كردنشين و نيز تغيير زبان اهالى از تركى به كردى به صورت كردنشين در آمده و به طور تقريبى قسمت شرقى خط سقز [١]-ديواندره-سنندج را شامل استּ امروزه اسامى تركى جغرافيائى باقيمانده در اين استان كه نزديك به ٨٠- ٩٠ در صد اسامى جغرافيائى استان كردستان را شامل مىشود تنها يادگار حضور خلق ترك در اين مناطق سابقا تركنشين استּ

داستان تكرارى: تجزيه ارضى آذربايجان٬ بحران هويت تركى

قوميتگرائى فارسى و استعمارگران غربى براى تسهيل نمودن امر ريشه كن كردن هويت تركى و توده ترك در شمال غرب كشور٬ از يك طرف ايالت و يا مملكت محروسه آذربايجان دوران قاجار و توده واحد و به هم پيوسته ترك در شمال غرب كشور را در ١٢ استان جدا از هم و همه مستقيما وابسته به مركز تجزيه نموده اند و از طرف ديگر گروههاى پراكنده خلق واحد ترك در ايران را بر حسب منطقه جغرافيائى٬ وابستگى طائفه اى٬ مذهبى و يا لهجه اى به صورت اقوام جداگانه نشان داده و تثبيت كرده اندּ مىبايد اعتراف نمود كه اين دو تدبير از موثرترين و موفقترين توطئه ها در تجزيه٬ زدودون هويت تركى و از بين بردن همبستگى ملى خلق ترك در آزربايجان و ايران بوده استּ و بر اين مبناست كه امروزه ما از يك طرف شاهد بوجود آمدن استانها و شهرستانها و بخشهاى ترك نشين در شمال غرب كشور بدون دارا بودن هويت واحد و مشترك ارضى آذربايجانى مىباشيم و از سوى ديگر شاهد گروههاى جداسر ترك زبان در سراسر ايران هستيم كه هر كدام هويت مصنوعى تقديم شده به ايشان از طرف پان ايرانيستها و استعمارگران غربى را با صافدلى تمام و جان و دل پذيرفته اند!!! تلختر آنكه بسيارى از نخبگان ترك نيز فريفته اين توطئه ها شده اند و در راستاى سياست تجزيه مليت ترك در ايران با حرارت تمام از هويتهاى مصنوعىاى مانند "ملت آذربايجان" و "قوم قشقائى" و ּּּּسخن مىرانند!!!!

فعالين آذربايجانى بىخبر از آذربايجان!!!

بسيارى از گروههاى افراطى ملىگراى كرد٬ شامل روشنفكران٬ سياسيون٬ روحانيون٬ دانشجويان٬ و مقامات دولتى محلى و استانى و كشورى در بسيجى همگانى به ادعاهاى ارضى خود بر مناطق غيركردى ترك نشين استانهاى آذربايجانى و خود استان كردستان از جمله شهرستانهاى بيجار٬ قروه و سنقر و حتى همدان شدت بخشيده و به سرعت در حال گسترش محدوده كردنشين و تثبيت هويت كردى و تغيير تركيب جمعيتى مناطق ترك نشين و آذربايجانى باقى مانده در استان كردستان و كرمانشاهان مىباشندּ و در اين راستا كوشش فراوانى در سرپوش گذاردن بر هويت و توده ترك در اين استان داشته بايكوتى بسيار گسترده در باره عنصر تركى در اين استان اعمال مىنمايندּ در حاليكه بيش از يك سوم خاك استان كردستان را مناطق ترك نشين و آذربايجانى تشكيل مىدهند در هيچكدام از بررسىهاى زبان و فولكلور و مردم شناسى و صنايعى دستى و اقتصادى و فرهنگى و سياسى و ּּּּ به مسائل و خواستهاى توده ترك ساكن در استان كردستان٬ حتى وجود آن اشاره اى نمىشود و در همه نشريات و انتشارات و رسانه هاى دولتى فارسى و كردى يكصدا از اين استان به عنوان استان همگون كرد ياد مىشودּ

البته در بوجود آمدن وضعيت موجود و نهادينه شدن رفتار ناديده گرفتن و انكار حقوق خلق ترك و بخشهاى آذربايجانى استان كردستان و تلاش براى كردى و كردستانى نشان دادن خلق ترك ساكن در اين استان و سرزمينهاى تركى واقع در آن٬ ناآگاهى فعالين ترك و آذربايجانى نيز نقش عمده اى داشته استּبه عنوان نمونه يكى از فعالين آذربايجانى (آلبايراق) در مقاله خود به نام "استقلال آذربايجان: پايان غارت ثروتها"٬ بخشهاى آذربايجانى و ترك نشين استان كردستان را مناطق كردنشين و كردستانى تصور نموده و پس از اشاره به اقتصاد آذربايجان٬ به غارت منابع ديگر ملل ايران پرداخته و در اين ميان از معادن داش كسن بهارلوى قروه٬ اين پاره خاك آذربايجانى به عنوان "غارت ثروت كردستان" ياد كرده است!!!!: "سیاست غارت و چپاول نه تنها در آذربایجان بلکه در ال-احواز، کردستان، بلوچستان و ترکمنستان هم تعقیب میشود٬ ..... . در این جا اشاره به غارت طلای کردستان (داشكسن بهارلوى قروه) هم بی مورد نیست".

|+| نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1385ساعت   توسط سید محمد موسوی  | 

کتيبه قمچيقای: بخشی از اسناد تاريخ آذربايجان

کتيبه قمچيقای: بخشی از اسناد تاريخ آذربايجان
روستاي قمچقاي در 45 كيلو‌متري شمال بيجار و در كنار رود قمچقاي واقع شده ‌است. مردم قمچقاي و ديگر روستاهاي اطراف با زبان تركي آذربايجاني تكلم مي‌نمايند.


کتيبه قمچقای

http://i17.tinypic.com/35ddixe.jpg

شاهلار دره‌سي يا دره پادشاهان- آب انبارهای قلعه قمچقاي- پله‌هاي زير زميني در محوطه قلعه


در مغرب روستاي قمچقاي دره‌ي مرتفعي قرار دارد كه به دره‌ي آسياب معروف است. كتيبه‌ي قمچقاي در فاصله‌ي يك كيلومتري مغرب اين روستا بر روي صخره‌اي به ارتفاع ده متري در دره‌ي آسياب به خط هيراتيك (شبيه خط هيروگليف) نوشته شده است. در فاصله‌ي 6 كيلو‌متري مغرب اين كتيبه قلعه‌ي عظيمي قرار دارد كه حائز اهميت بسيار است.

‌چنين به نظر مي‌رسد كه سازندگان اوليه اين قلعه همان نويسندگان كتيبه‌ي قمچقاي بوده‌اند.

رودهايي كه از اطراف بنا مي‌گذرند، دره‌هاي عميقي را به وجود آورده‌اند كه ارتفاع برخي قسمتهاي آن بيش از 200 متر مي‌باشد. تنها راه ارتباطي قلعه با خارج، گذرگاه باريكي است كه با دست ساخته شده‌است و يك نفر به دشواري مي‌تواند از آن بگذرد، ‌از استحكام و موقعيت سوق‌الجيشي قلعه چنين بر مي‌آيد كه جنگهاي سختي در اين منطقه در مي‌گرفته است .

وسعت قلعه كه بالغ بر 5000 متر‌ مربع است با مخازن متعدد آب كه در سنگ بريده شده و پناهگاه زيرزميني آن كه با عمق 41 پله در زير قلعه بنا شده حاكي از وجود تمدن درخشاني در اين منطقه بوده ‌است.

در بين مردم منطقه، قلعه‌ي قمچقاي به نام قلعه‌ي آيتوس مشهور است و حتي داستانها و افسانه‌هايي در مورد آيتوس سردار قلعه و جنگهايي كه وي انجام داده و همچنين وضعيت داخل قلعه بر سر زبانهاست.

تاكنون تحقيقات مهم باستانشناسي در مورد كتيبه و قلعه قمچقاي صورت نگرفته است، اما برخي نظريه‌‌ها حاكي از آن است كه خط سومريان در آغاز نيمه تصويري (هيراتيك) و شبيه كتيبه‌ي قمچقاي بوده‌ است.

مرحوم پروفسور زهتابي درباره خط سومريان مي‌نويسد :«گر چه در بادي امر پيش از خط ميخي الفباي ديگري نيز كه شبيه خط هيروگليف بوده، وجود داشته، ليكن عمر آن زياد نبوده است. به عقيده‌ي دانشمندان تاريخ‌نگار خط ميخي را سومريان بعد‌ها اختراع نموده‌اند». سومريان التصاقي زبان مردمان متمدني بوده‌اند كه از آسياي مركزي به بين‌النهرين مهاجرت نموده‌اند.

مرحوم پروفسور زهتابي در اين مورد مي‌نويسد: «سومريان و ايلاميان از طريق گذرگاه دربند به اين منطقه (بين‌النهرين و شوش) در آمده و به هر روي از آذربايجان عبور كرده‌اند. در جريان گذر آنان از آذربايجان قبايل و طوايفي از ايشان در اين ناحيه رحل اقامت افكنده و در نتيجه‌ي هم‌جوشي و آميزش با اهالي محلي در طول قرنهاي متمادي، اقوام گوتي و لولوبي را به وجود آورده‌اند» .2

اما راجع به كتيبه‌ي قمچقاي كه در مجله‌ي اثر در شماره‌هاي 15 و 16 كه در زمستان سال 1367 ش. به چاپ رسيده، چنين آمده‌است: «با توجه به اين حقيقت كه قدمت كتيبه‌ي قمچقاي از الواح سومري بيشتر است (هزاره‌ي چهارم ق. م) و با توجه به در نظر گرفتن اين موضوع كه اولين واضعان خط، سومريان بوده‌اند تصور مي‌شود كه قلعه و كتيبه‌ي قمچقاي در اصل متعلق به سومريان بوده‌است» .3

محمود كردواني نيز در سال 1356 ش. به بررسي قلعه و كتيبه‌ي قمچقاي مي‌پردازد كه در مجله‌ي بنياد فرهنگ ايران در سال 1356 چنين آمده ‌است: «وجود اين تمدن آنهم در حدود هزاره‌ي چهارم ق.م باعث اعجاب و شگفتي است، اما موضوعي كه بيش از همه چيز انسان را به تحسين وا مي‌دارد، وجود كتيبه‌ي مكشوفه كه با خط نيمه تصويري (هيراتيك) به دست اقوام و ساكنين اين قلعه نوشته شده، گواه بر فرهنگ و تمدن مترقي اين اقوام است».4

محمود كردواني در مقاله‌اي ديگر تحت عنوان كتيبه‌ي قمچقاي فرضيه‌اي نو در باره‌ي منشأ خط مي‌نويسد: «گمان مي‌رود كتيبه‌ي قمچقاي يك متن مذهبي باشد، زيرا معني «خدا»، «معبد»، «آب»، «رعد و برق» از برخي علائم آن به خوبي استنباط مي‌گردد. بعيد نيست كتيبه، شامل نام خداياني باشد كه ساكنان اين منطقه مي‌پرستيدند. رو به روي كتيبه در آن سوي دره‌ي آسياب آثار يك ديوار سنگي نيز وجود دارد كه گمان مي‌رود، پرستشگاهي مربوط به همين زمان بوده باشد».5

در قلعه قمچقاي كاوشهاي فراواني توسط افراد سود‌جو صورت گرفته؛ اگر كاوشهاي علمي توسط باستانشناسان منصف در منطقه صورت گيرد؛ امكان دارد از قلعه‌ي قمچقاي و زمين‌هاي اطراف آن مدارك و اسناد مهم و جالبي به دست آيد.

گفتني است كه در شهرستان بيجار ‌گروس ده‌ها تپه‌ي باستاني متعلق به هزاره‌هاي قبل از ميلاد وجود دارد. اخيرا" حدود 100 شئي تاريخي توسط نيروي انتظامي بيجار در روستاي چشمه منتش از چهار نفر قاچاقچي عتيقه كشف و ضبط شد كه در ميان آنها پيكره‌ي 3 پادشاه از جنس مفرغ ديده مي‌شود كه بر روي تاج يكي از آنها اشكال ماه و ستاره نمايان است. بيشتر اين اشياء متعلق به هزاره‌هاي قبل از ميلاد است. متأسفانه بدون اينكه تحقيقاتي علمي و باستانشناسي بر روي آنها صورت گيرد، طبق معمول اشياء مربوط به هخامنشيان عنوان شده است.

منابع:

1ـ تاريخ ديرين تركان ايران. ترجمه‌ي علي احمديان سراي. سال1381 ، صفحه‌ي 34.
2ـ همان. احمديان سراي. صفحه‌ي77.
3ـ مريواني، محمد. بيجار در گذر زمان سال 1382، صفحه‌ي 48.
4ـ همان. مريواني، صفحه‌ي49.
5ـ آناهيد. ماهنامه‌ي پژوهشهاي ايران شناسي، شماره‌ 6 خرداد 1384 صفحه80.

|+| نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1385ساعت   توسط سید محمد موسوی  | 

پل صلوات آباد بیجار بر قیزل اوزن طولانی ترین رود آذربایجان

پل صلوات آباد بیجار بر قیزل اوزن طولانی ترین رود آذربایجان

رود قیزل اوزن طولانی ترین رود آذربایجان؛ همچون سالهای گذشته۱۳ بدرامسال هم در مسیر خود پذیرای هزاران؛ بکله میلیونها دوستدار طبیت بود.

پل صلوات آباد بیجار یکی از این مسیرها ست که امروز ۱۳فروردین هزاران شهروند بیجاری را در آغوش کشید.

این‌ پل‌ در 15 کیلومتری‌ جاده‌ آسفالته‌ بیجار - تکاب‌ در روستای‌ «صلوات‌ آباد» روی‌ رودخانه‌ «قزل‌ اوزن‌» احداث‌ شده‌ است‌. پل‌ در مسیر ارتباطی‌ سلطانیه‌ و زنجان‌ با دیگر شهرهای‌ غرب‌ کشور از جمله‌ بهار‌، همدان‌، کرمانشاه‌ قرار دارد.
|+| نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1385ساعت   توسط سید محمد موسوی  | 

سهم بیجار و قروه از برنامه های صدا و سیمای استان کردستان کجاست؟


سهم بیجار و قروه از برنامه های صدا و سیمای استان کردستان کجاست؟

با توجه به متفاوتی فرهنگ مردم استان آذربایجان غربی. اذربایجان غربی دارای دو مرکز صدا و سیما میباشد. یک صدا و سیما به مرکزیت ارومیه (ترکی) دومی به مرکزیت مهاباد مختص سورانی ها.

 سوال اینجاست٬ سهم بیجار و قروه در کجای برنامه های صدا و سیمای استان کردستان قرار دارد؟

شهرستانهای منطقه ی گروس (بیجار و قروه )دارای جمعیتی بالغ بر ۳۵۰۰۰۰ هزار نفر میباشند. بااضافه نمودن کل جمیت شیعی (ترک و گروس) ساکن در بقیه ی شهرستانهای استان کردستان این آمار به ۴۰۰۰۰۰ هزار نفر افزایش می یابد و این مردم فرهنکی متفاوت از فرهنک کردی دارند. پس می طلبد از برنامه های مرکز استان سهمی داشته باشند . تهیه ی برنامه های از مراسمات مذهبی محرم صفر آداب و رسوم محلی موسیقی محلی (عاشقی) کاری بجا و انتظار زیادی نیست. نظر مسعولین محترم شهرستانهای بیجار و قروه را به این موضوع جلب و تقاضای پیگیری داریم.

سید محمد موسوی

|+| نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1385ساعت   توسط سید محمد موسوی  | 

بیجار گروس غنی،اما محروم!

بیجار گروس غنی،اما محروم!

موقعیّت جغرافیایی :

شهرستان بیجار با مساحت 5806 کیلومتر مربع در شرق استان کردستان واقع شده ، دارای 3 نقطه ی شهری و 11 دهستان و 367 پارچه آبادی می باشد. شهرستان بیجار ، چهار استان خوش آب و هوای کردستان – زنجان – آذربایجان غربی و همدان را به هم وصل می نماید. ارتفاع شهر بیجار از سطح دریا 1870 متر بوده و بلندترین شهر استان می باشد . بلندترین کوههای بیجار عبارتند از : چنگیز قلعه داغی – حمزه ی عرب – قره چمن- قره داغ– قوروق داغی – شینه داغ – قاباق داغ – کورانی داغ – چال داغ – قره گول- قره بلاغ – قره داش- قبله داغی – تک اولی داغی – قمچقای داغی – آیتوس داغی – چنگ آلماس – زاغلی داغ – جیران با خار واوچ قیزلار. آب و هوای بیجار مدیترانه ای بود و میانگین بارندگی آن 400-300 میلی متر در نوسان است . طویل ترین رودهای بیجار عبارتند از : قزل اوزن – اوزون درّه – قمچقای و تلوار .

ویژگیهای انسانی :

جمعیّت شهرستـان بیجار 114 هزار نفـر است ومذهب مـردم بیجار شیعه ی 12 امامی می باشد. بیشترین جمعیت شهرستان بیجار را ترکهای آذربایجانی تشکیل می دهند،تـرکها همواره بـا گروس زبانان که شیعـه مذهب می باشـند زندگی مسالمت آمیزی داشته اند. (گروس زبانان فرهنگ خاص خود را دارند و زبان ، مذهب ، پوشش ، آداب و رسوم ، نوع تولید ، نوع معیشت و تاریخ آنان با کُردها متفاوت است.)دومین زبان وفرهنگی که در منطقه گروس رایج است فرهنگ وزبان گروسی است. گروسی زبانی خاص ومستقل از کردی است که از زبانهای باستان بشمار می رود ولی متاسفانه بدلیل ناشناخته ماندن این زبان وفرهنگ،فرصت طلبان کرد به این فرهنگ هویتی کردی داده اند! لازم به توضیح است که منطقه ی بیجارگروس بیشترین شهدا رادر اعصار مختلف تقدیم وطن نموده است،تقریبآ همه ی شهدای بیجاردرکردستان وبدست فاشیسم کردبه شهادت رسیده اند!

پتانسیل های اقتصادی :

بیجار به لحاظ پتانسیل ها و توانمندی های بالقوه ی اقتصادی در استان از جایگاه خاصی برخوردار است. ذیلاً به پتانسیلهای بالقوه و جایگاه توسعه ای آن در استان و همچنین به تطبیق آن با دیگر مناطق توسعه یافته می پردازیم .

1- بخش کشاورزی :

از لحاظ تأمین آب و وجود زمینهای زراعی محدودیتی در بیجار وجود ندارد. بیجار وسیعترین شهرستان استان بوده و « 450 هزار هکتار » زمین حاصلخیز در بیجار وجود دارد،که 45 درصد کل زمینهای، زراعی استان را شامل می شود. سالانه بیش از «250 هزار تن » گندم مرغوب دیمی در این شهرستان تولید می شود.آبهای شهرستان بیجار بالغ بر 6 میلیارد مترمکعب است که مقداری از آن در دشتهای هموار نفوذ کرده و بخش قابل توجهی نیز از منطقه خارج می شود، چرا که تاکنون سد مخزنی مهمی در بیجار احداث نشده است ، گفتنی است که حدود 40 درصد کل آبهای استان در شهرستان بیجار جاری است . آب و زمینهای زراعی بیجار به تنهایی خیلی بیشتر از آب و زمین هر یک از استانهای کویری قم ، یزد ، سمنان ، بوشهر ، هرمزگان و یا سیستان و بلوچستان می باشد . از لحاظ پتانسیلها ، کشاورزی بیجار را می توان در ردیف شهرستانهای جیرفت ، شوش و بهشهر قرار داد . « در حال حاضر در شهرستان جیرفت واقع در جنوب کرمان سالانه نزدیک به 3 میلیون تن محصول کشاورزی تولید می شود . »1 همچنین « در کارخانه های روغن کشی شهرستان بهشهر سالانه « 304 هزار تن » روغن نباتی تولید می شود . »2 در شهرستان شوش نیز صدها هزار تن از شکر مورد نیاز کشور تولید می شود . برخی از سرمایه گذاری های دولت در اقصی نقاط کشور عادلانه نبوده و هیچگونه توجیه اقتصادی ندارد. مثلاً : « پروژه ی انتقال آب کـارون به رفسنجـان با هزینـه ای معـادل « 3 هـزار میلیـارد تـومان » اجراء می شود. »3 این سرمایه گذاری در حالی صورت می گیرد که در پایین دست رود کارون در استان خوزستان 4 میلیون هکتار زمین چهار کشته وجود دارد. طول پروژه ی کارون- رفسنجان 900 کیلومتر بوده واجرای این طرح آسیب فراوانی به محیط زیست می رساند. در حال حاضر « در بخش کشاورزی 11 درصد ارزش افزوده ی محصولات کشاورزی کشور متعلق به استان کرمان است. »4 در صورت سرمایه گذاری سالانه می توان میلیونها تن محصول از زمینهای زراعی بیجار برداشت نمود. نماینده ی مردم بیجار در مجلس شورای اسلامی در سخنان پیش از دستور از مسئولان انتقاد کرده و می گوید ، متأسفانه به علّت بی توجهی به مناطق روستایی بیش از « 70 درصد » کشاورزان بیجار مهاجرت کرده و متعاقب آن عایدات زمینهای زراعی بیجار نیز از منطقه خارج می شود. « جمعیت روستایی بیجار از 84 هزار نفر در سال 1345 به 65 هزار نفر در سال 1375 کاهش یافته در حالیکه در همین مدت جمعیت روستایی شهرستان بانه از 28 هزار نفر به 50 هزار نفر افزایش یافته و در مجموع کل جمعیت بیجار در عرض 30 سال از 95 هزار نفر به 114 هزار نفر افزایش یافته که رشد تقریباً بیست درصد « 20% » را نشان می دهد ، در حالیکه کل جمعیت بانه از 36 هزار نفر در سال 1345 به 105 هزار نفر در سال 1375 رسیده و افزایش تقریباً دویست درصد « 200% ی را نشان می دهد.»5 قبل از انقلاب 1357 شهرستان بیجار 15 درصد از جمعیت استان کردستان را در خود جای داده بود امّا همکنون حدود 7 درصد از جمعیت استان را به خود اختصاص داده است . ناگفته نماند شهرستان بیجار در یک دوره ی 5 ساله از سال 1370 تا 1375 با کاهش جمعیت مواجه بوده به صورتی که از مهاجر فرصت ترین شهرستانهای کشور بوده و در استان نیز کمترین رشد جمعیت و کمترین رشد شهرنشینی و نرخ شهرنشینی را به خود اختصاص داده است . »

2- بخش صنعت و معدن :

به لحاظ معادن بیجار در جایگاه خاصی قرار دارد. « در حال حاضر ، 46 درصد کل معادن استان کرستان در بیجار واقع شده است . »6 به لحاظ معادن فلزی بیجار می تواند با شهرستانهای سیرجان و شاهرود در یک ردیف قرار گیرد ، معدن سنگ آهن شهرک در نزدیکی شهر یا سوکند با عیار نود درصد «90%» از غنی ترین معادن سنگ آهن کشور می باشد که تأمین کننده ی خوراک ذوب آهن سنندج است. این معدن با ذوب آهن سنندج 250 کیلومتر فاصله دارد . علاوه بر آن در بیجار معادن مس – طلا – سرب و روی و نقره نیـز وجود دارد. در شهرستان بیجار در بخش صنایع فلزی تاکنون هیچگونه سرمایه گذاری صورت نگرفته است ، در حالیکه « ایران فقط در مجتمع معدنی گل گُهر سیرجان « 2 میلیارد دلار » سرمایه گذاری کرده است . » 7 علاوه بر آن در سیرجان صنایع تایرسازی « 50 میلیون حلقه ای » ، نیروگاه ، مجتمع ذوب مس « 100 هزار تنی » ، کارخانه ی روغن خوراکی « 300 هزار تنی » و ... وجود دارد . در دو دهه ی اخیر سرمایه گذاری های هنگفتـی در معـادن یزد نیز صورت گـرفته است. « 25 درصد سرمایه گذاری های انجام گرفته در معادن فعال کشور در استان یزد بوده است.»8 افزون بر آن « دو میلیارد دلار اعتبار جدید نیز برای معادن استان یزد در نظر گرفته شده است . »9 از لحاظ منابع زیرزمینی ( نفت و گاز ) بیجار یکی از مناطق غنی کشور محسوب می شود ، بطوریکه بزرگترین میدان نفت نیمه ی شمالی کشور در بیجار واقع شده است. از این لحاظ بیجار را می توان در ردیف مناطقی همچون : عسلویه و یا بندر امام قرار داد. متأسفانه تاکنون هیچگونه سرمایه گذاری در بخش نفت و گاز منطقه ی بیجار صورت نگرفته است ، در حالیکه « ایران در عسلویه واقع در شهرستان کنگان « 15 میلیارد دلار » سرمایه گذاری کرده است.»10 در آینده نزدیک در این منطقه 2 میلیون شغل ایجاد خواهد شد . ایران قصد دارد در منطقه ی عسلویه « 100 میلیارد دلار » دیگر نیز سرمایه گذاری کند. همچنین « ایران در بندر امام واقع در شهرستان ماهشهر تا کنون « 10 میلیارد دلار » سرمایه گذاری کرده است. »11 از لحاظ نیروگاه برق نیز « استان کرمان با 8 نیروگاه برق مقام اوّل کشور را به خود اختصاص داده است. »12 در حال حاضر چندین نیروگاه جدید نیز در استان کرمان در دست ساخت است ، در حالیکه مناطقی همچون بیجار – زنجان – اردبیل – میانه و ... فاقد نیروگاه می باشند .

3- بخش جهانگردی

از لحاظ فرهنگی ، بیجار یکی از مناطق قدیمی کشورمان می باشد. قدمت کتیبه و قلعه ی «آیتوس» واقع در روستای قمچقای به هزاره های چهارم و پنجم قبل از میلاد می رسد و از تمدن سومریان به یادگار مانده است ، علاوه بر آن دهها جاذبه ی تاریخی – طبیعی در بیجار وجود دارد. قلعه های مستحکم بر فراز کوههای سر به فلک کشیده از جمله بر فراز کوههای چنگ آلماس – آیتوس و چنگیز قلعه قرار دارند و قلعه های خشتی نظیر آلاگوز ، صلوات آباد و .... در کنار رود قزل اوزن واقع شده اند. از لحاظ جاذبه های تـاریخی – طبیعی منطقه ی بیجار خیلـی غنی تر از شهرستانهای پاسارگاد ، بم و شوش می باشد ، در حالیکه هیچگونه توجهی به جاذبه های توریستی آن نشده است. در مقابل «برای توسعه ی تخت جمشید « 45 میلیارد ریال » بودجه اختصاص یافته است.»13 برای احیای ارک جدید بم که در زلزله تخریب شد « 100 میلیارد تومان » و برای ایجاد بافت سنتی در مرکز شهر یزد نیز صدها میلیارد تومان بودجه در نظر گرفته شده است . همچنین « برای محوطه ی تاریخی جیرفت « 35 میلیارد ریال » بودجه تخصیص یافته است. »14

صنایع دستی

فرش دست بافت بیجار نیز شهرت جهانی داشته و بیجار سالانه با تولید 24 هزار مترمربع فرش مرغوب مقام اوّل را در استان دارا می باشد. شهرستان بیجار یکی از مناطق بی نظیر حفاظت شده ی کشور را نیز در خود جای داده است . حدود وسعت شهرستان بیجار را منطقه ی حفاظت شده در بر می گیرد. مناطق حفاظت شده ی بیجار عموماً در کنار رودخانه های قزل اوزن – قمچقای و تلوار واقع شده اند . در شکارگاههای آیتوس – جیران باخار – آلاگوز – آلما قلاغ – قورت دره – قمچقای – خان کندی – چنگ آلماس – آی قالاسی و گوگ تپه انواع حیوانات وحشی نظیر خرس – قوچ و ... یافت می شود . متأسفانه در تعطیلات نوروز 1383 از لحاظ جذب گردشگر در بین شهرستانهای استان ، بیجار در ردیف آخر قرار گرفت. همکنون اکثر مناطق دیدنی بیجار فاقد راه مناسب می باشند ، این در حالی است که « در سال 1382 ، 10 درصد از کل اعتبارات راه و ترابری کشور برای توسعه ی راههای استان کرمان اختصاص یافت . »15

سخن پایانی :

همانطور که ذکر شد حدود 70 درصد کشاورزان ( روستائیان ) بیجار مهاجرت کرده اند ، فلذا 70 درصد منازل روستاهای بیجار نیز نابوده شده است! در حال حاضر شهرستان بیجار بیشتر به یک منطقه ی زلزله زده و یا جنگ زده شبیه است! و نیاز به بازسازی دارد. ( کاهش جمعیت زمانی صورت می گیرد که اتفاق ناگواری روی دهد مثلاً : خرمشهر در زمان اشغال در سال 1360 و یا شهرستان بم در زمان زلزله با کاهش جمعیت و ویرانی مواجه بوده اند . ) شهرستان بیجارنه جنگ زده است و نه زلزله زده و ...!شهرستان بیجار امن ترین ، وسیعترین ، پرآب ترین ، حاصل خیزترین ، استراتژیک ترین، قدیمی ترین و به لحاظ معادن ، صنایع دستی و منطقه ی حفاظت شده غنی ترین شهرستان استان می باشد . اگر به بخشهای مختلف اقتصادی منطقه ی بیجار توّجه شود شهرستان بیجار می تواند تبدیل به قلب دامپروری ، کشاورزی ، صنعتی ، توریستی ، دانشگاهی و ... شود.

هم اکنون نیازهای اولویت دار شهرستان بیجار عبارتند از : احداث سد مخزنی و تأمین آب برای بخشهای مختلف اقتصادی خصوصاً آب شرب روستائیان ، تکمیل پروژه های راه و ترابری که شروع برخی از آنها به 30 سال قبل برمی گردد مثل جاده ی بیجار به همدان و بیجار به قیدار ، چهار خطه کردن جاده ی بیجار به زنجان، احداث صنایع سنگین فلزی ، سرمایه گذاری در منابع نفت و گاز بیجار ، تسریع در ساخت کارخانه گچ شورسو ، تبدیل بخش کورانی به مرکزیت شهر یا سوکند به شهرستان ، ارتقاع روستاهای پرجمعیت و دور افتاده به شهر (پیرتاج،توپ آغاج،شاهنشین) تکمیل بیمارستان 64 تخت خوابی بیجار ، احداث سیلوهای جدید ، احداث نیروگاه برق ، احداث کارخانه ی شیر پاستوریزه ، احداث واحدهای ریسندگی برای فراوری پشم تولیدی در منطقه ، احداث کارخانه ، آرد ، ایجاد واحد دانشگاهی در شهر یاسوکند ، ایجاد رشته های مهندسی کشاورزی و مهندسی مرتبط با صنعت و معدن و رشته ی باستانشناسی در دانشگاههای بیجار ، احداث موزه ی تاریخ باستان در بیجار و شهر تاریخی یاسوکند و .... به نظر می رسد منطقه ی بیجار پتانسیل ایجاد منطقه ی ویژه ی اقتصادی را داشته باشد ، فقط در صورت ایجاد منطقه ی ویژه ی اقتصادی و متوقف شدن خروج مواد خام صنعتی و نیمه صنعتی از بیجار و سرمایه گذاری در ابعاد مختلف ، پس روی ها و عقب ماندگی های شهرستان بیجار جبران خواهد شد.البته پروژه های مهمی همچون: ذوب آهن، کارخانه ی آرد ، بیمارستان تأمین اجتماعی ، سد مخزنی عظیم ، تراکتورسازی ، نیروگاه ، کتابخانه عمومی و ... در دو دهه ی اخیر در بیجار کلنگ زنی شده اند ، متأسفانه در شهرستانهای کردنشین(بانه،دهکلان،سنندج،سقز و...) به اجراء درآمده اند!شایدذکر این موضوع ضروری بنماید،همچنانکه مستحضریدطی یکصد سال گذشته سیاست کلی نظامهای به روی کار آمده در ایران براساس مصالح ومنافع فارس بوده است ویک روند تبعیض آمیز در حق ملتها ومناطق غیر فارس روا داشته شده است ولی شهرستان بیجارضمن اینکه ازاین تبعیض بی بهره نبوده است! تبعیضی که مضاغف مینماید تبعیضی است که از طرف مرکز استان کردستان در حق بیجار روا داشته می شود!

آخرین گزینه ای که منتفی نشده ومی تواند بطور کامل وجامع مشکلات فرهنگی،سیاسی،اجتماعی واقتصادی منطقه ی گروس راحل نماید انتزاع بیجاراز کردستان وپیوستن به استان زنجان می با شد.

باتوجه به اینکه بیجار ومنطقه ی گروس امن ترین منطقه ی کردستان است ودارای پتانسیلهای اقتصادی خاص می با شد ازسرمایه داران آذربایجانی در خواست به سرمایه گذاری در این منطقه ی تورک نشین ومحروم را داریم.

منابع :

1- روزنامه ی اطلاعات ، 24/1/1383 ، شماره ی 23027 صفحه ی 9

2- ماهنامه تازه های اقتصادی ، آذرماه 1378 ، شماره ی 83 ، صفحه ی 39

3- روزنامه ی ایران ، 6 مداد 1383 ، شماره ی 2864 ، صفحه ی 20

4- روزنامه ی ایران ، 3 مهر 1382 ، شماره ی 2590

5- جغرافیای درسی استان کردستان ، چاپ 1379 ، صفحه ی 46

6- هفته نامه ی سیروان ، چاپ سنندج ، شماره ی 299

7- روزنامه ی اطلاعات ، 21 خرداد 1384 ، شماره ی 23361 صفحه ی 9

8- ماهنامه ی اقتصاد ایران ، خرداد 1383 ، شماره ی 64 ، صفحه ی 56 و 55

9- روزنامه اطلاعات ، 3 مرداد 1383 ، شماره ی 23111 صفحه ی 18

10- روزنامه دنیای اقتصاد ، 11 بهمن 1383 D(? شماره ی 601 صفحه ی 14

11- روزنامه ی قدس ، 11 مرداد 1384 ، شماره ی 5054 صفحه ی 3

12- روزنامه ی آفرینش ، 10 مهر 1382 ، شماره ی 1743 صفحه ی 7

13- روزنامه ی قدس ، 9 اسفند 1382 ، شماره ی 4653 صفحه ی 16

14- روزنامه ی شرق ، 1دی 1382 ، شماره ی 95 صفحه ی 18

15- روزنامه ی ایران ، 3 مهر 1382 ، شماره ی 2590

آیتوس بیجارلی

دریافت شده با امیل

s_m_mosavi1@yahoo.com امیل سید محمد موسوی

|+| نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1385ساعت   توسط سید محمد موسوی  | 

امنیت در بیجار گروس

امنیت در بیجار گروس آذربايجان

1- تاریخچه گروس:

منطقه گروس با مرکزیت بیجار ناحیه ای است دارای مردمانی شیعه با اعتقادات قوی دینی. این ناحیه دارای وسعتی بالغ بر 6068 کیلومتر مربع و حدود 300 روستا می باشد که تعداد انگشت شماری از این روستاها در قسمت غربی این ناحیه (به طرف سنندج) کرد = سنی می باشند و لحجه ایشان کاملا با گروسها متفاوت است. گروسها از لحاظ قومی به لک های لرستان نزدیک بوده و از لحاظ آداب و رسوم، لباس، موسیقی و دیگر مؤلفه های قومی با کردها تفاوت های اساسی دارند. فرهنگ شیعی و ارادت به ائمه اطهار در میان گروسها بسیار قوی بوده که برگزاری مراسمات عزاداری اباعبدالله الحسین در ماه محرم در بیجار جلوه با شکوهی از آن است.

2- رشد کردها در گروس:

1-2
در سالیان نخست پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی که کردها اقدامات جدائی طلبانه جدی را دنبال می کردند تعداد ساکنین کرد در بیجار از چند خانواده فراتر نمی رفت ولی با مهاجرتهای پی در پی از روستاهای شهرستان دیواندره و نیز سایر شهرستانهای غربی آمار کردها در بیجار از 20% فراتر رفته است و چون تعداد زیادی از ایشان ارتباط دور یا نزدیک با گروهک های سیاسی داشته اند و اکثرا روستائی می باشند ناهنجارهای چشم گیری در جامعه حدود هفتاد هزار نفری بیجار به وجود آورده اند.
2-2
برخی از ایشان با همکاری کارمندان کرد ادارات بیجار خصوصا شهرداری با تصرف زمین های بایر در حاشیه شهر (حلوائی، عسگرآباد، نقاره کوب) یا با پرداخت وجه ناچیزی به برخی فرصت طلبان بومی قولنامه های جعلی ترتیب داده و به ساختن آلونک های بسیاری مبادرت نموده و قریب به اتفاق آنها را به کردهای مهاجر واگذار نموده اند
.
3-2
در دهه های گذشته حدود هفتاد درصد از جمعیت روستاهای گروس (شیعه) به حاشیه کلان شهرها مهاجرت نموده اند.(نطق نماینده بیجار در مجلس- نشریه محلی ندای گروس، شماره 3). شیعه ها به لحاظ داشتن روحیاتی حساس و خلق و خوی آرام کردها را برادران دینی خود محسوب می کنند ولی به لحاظ عدم تطابق آداب و رسوم کردهای مهاجر، گروسها غالبا به تهران مهاجرت میکنند
.
4-2
وحشت مراکز تصمیم گیری استان در ایجاد نقاط شهری در گروس کاملا محسوس بوده، به طوری که روستاهایی با چند هزار نفر جمعیت به شهر تبدیل نمی شوند(توپ آغاج، پیرتاج) ولی در سایر نقاط استان یا کشور روستاهایی با جمعیتی حدود هزار نفر به شهر توسعه یافته اند
.
5-2
به خاطر اینکه تجارت کالاهای قاچاق اکثرا توسط کردها انجام میپذیرد و در این خصوص کار اکثرا به دست فروشی ختم میشود فرصت تجارت سالم ازدست شیعه ها خارج شده است و مقامات مسؤل یا غیر مسؤل گاهاً بر این معضلات اشاره می کنند
.
6-2
به لحاظ اینکه مرکز استان کرد بوده و ناسیونالیست های افراطی بسیاری در ادارات کل استان نفوذ دارند، در اعطا امتیازات، مجوز تاسیس شرکت، استخدام و ایجاد دیگر فرصت های شغلی، غالباً از کردها جانب داری شده و فرصت های شغلی مهمی از دست گروسها(شیعه ها) خارج می شود. به عنوان نمونه معدن نمک بیجار در روستایی که حتی یک درخت نیز ندارد و اهالی روستا از طریق استحصال و فروش نمک امرار معاش می نمودند، به صورت پیمانی به چند کرد غیر بومی واگذار شده است. همچنین به علت احداث ذوب آهن بیجار در فاصله شهرهای قروه – سنندج(از کرامات هاشمی رفسنجانی و استاندار سابق، رحیمی) معدن سنگ آهن از شمال گروس به فاصله دویست و پنجاه کیلومتر به کارخانه حمل می شود و هزینه های حمل و نقل گزافی را بر دولت تحمیل میکند
.
7-2
عدم وجود امکانات تفریحی و برخی بی توجهی های دیگر آواز و رقص کردی که قویاً با فرهنگ شیعه ها منافات دارد، در میان شیعه ها رواج یافته است وامروزه در مراسمات عروسی گروسها(شیعه ها) دعوت از خوانندگان کرد بااستفاده از آلات موسیقی برقی (اورگ، کورگ) مرسوم شده است که پیرو آن فرهنگ کردها نیز رواج می یابد. در بسیاری اوقات صدای آن با اذان مسجد تداخل نموده و موجب جریحه دار شدن دل شیعیان می گردد. در مورخه 30/5/84 که روز وفات حضرت زینب و روز مسجد بود کردها در هتل عسگری بیجار جشن عروسی راه انداخته بودند. به همین ترتیب عده ای از بی بند بارهای گروس لفظ « کرد» که در حقیقت عنوان قومی سنی ها با زبان و فرهنگ متفاوت میباشد را بر گروسها تعمیم می دهند، در صورتی که متدینین از این امر ناخشنودند
.

3- تحدیدها:


1-3 کردها (سنی ها) در بیجار پس از کشمکشهایی یکی از مساجد شیعیان راتصرف کرده و مختص خود نموده اند(دهه 70) که نماز جمعه را به طور جداگانه برگزار نموده و با لحاظ کردن سایر تفاوت های فرهنگی اکثراً گرایشات ضد شیعی دارند. در کتابخانه مسجد کتاب های ادبیات کودکانه به زبان کردی توزیع می شود لیکن در برخی از خانه ها جلسات ویژه ای برگزار می کنند که در آینده امنیت گروس را با خطر جدی مواجه خواهد کرد و قطعا دولت امریکا مستقیم یا غیر مستقیم در پشت این مسئله قرار دارد.
2-3
هر چند در سالیان گذشته حضرت آیت الله خامنه ای از مردم دعوت نمودند تا در صورت وجود اسلحه های خود را به دولت تحویل دهند که تعداد زیادی از مردم فهیم دستور رهبر را اجابت نمودند، لیکن با دور اندیشی که در کردها مشهود است، احتمال اینکه عده ای از ایشان در بیجار در خانه های خود اسلحه جنگی نگهداری کنند بسیار است

3-3
برخی از کاندیدهای دوره نهم ریاست جمهوری در تبلیغات خود پوستر هایی را پخش نمودند که به دو زبان فارسی و کردی بوده و توصیه های جلال طالبانی را درج نموده بودند(رفسنجانی).
4-3
در انتخابات اخیر حرکات کردها خود را بسیار خطرناک نشان داد. به عنوان نمونه معاون فنی شهرسازی شهرداری بیجار که یک کرد سنندجی است با شور و شوقی وصف ناپذیر عنوان می نمود «هفده هزار رای به نام جلال طالبانی از صندوق های رای گیری در سنندج بیرون آمده است
».
5-3
در بیجار پرچم کردهای عراق در قالب جا سئویچی به جوانان هدیه داده می شود و سی-دی مراسم تدفین مرضیه همسر ناصر رزازی، خواننده کرد توزیع می شود
.
6-3
شهرهای تکاب، قروه، شاهین دژ، میان دواب نیز با اکثر این مشکلات و تحدیدها مواجه بوده و دولت های قبلی در تشدید این مشکلات بی تاثیر نبوده اند. بدین ترتیب حوزه جغرافیایی کردستان در مفهوم خطرناک آن دهها کیلومتر توسعه یافته است و بی توجهی دولت های گذشته به شهرستان های حساس فوق الذکر حدود جغرافیایی سنی ها را گسترش داده است. بدیهی است این تحولات با رضایت مندی و خوشنودی امپریالیست غرب روبرو می باشد. برخی ها در مراودات اجتماعی بی پرده عنوان فلسطین اشغالی را برای بیجار گروس به کار می برند

7-3
کشور آمریکا روزانه یک ساعت برنامه رادیوئی به زبان کردی مشترک (یک گرتو) پخش می کند که اهدافی جدا از دیگر برنامه های رادیوئی دارد. همچنین شبکه تلوزیونی استان و نیز برنامه های رادیوئی استانی در تضعیف روحیه شیعه ها در بیجار گروس سهم بسزائی دارند.

4- راهکارها:

1-4
مهمترین راه چاره ایجاد امکانات شهری در روستاهای بزرگ گروس (توپ آغاج، پیرتاج، شاه نشین، سیدان ، خورخوره ) و بازگرداندن دهها هزار شیعه ی مهاجرت نموده به تهران می باشد که در این صورت از معضلات شهر تهران نیز به نوبه خود کاسته خواهد شد. این امر مستلزم کمک به استفاده بهینه از آب، بالا بردن استحکام منازل روستائی با دادن مصالح ساختمانی به صورت سهمیه (آهن، آجر، سیمان)،ایجاد صنایع تبدیلی کوچک و واحدهای صنعتی کوچک با پشتوانه توزیع محصول و نیز عرضه محصولات یارانه ای اعم از مطبوعات و موادغذائی در روستاهای بزرگ می باشد.
2-4
باید در روستاهای غربی گروس که کرد هستند امکاناتی را ایجاد کرد و پیرو آن مانع از مبادرت کردها به شغل های کاذب در شهر بیجار شد تا به روستاهای خود باز گردند
.
3-4 در استخدام کارمندان دولتی بومی شهرستان بیجاری بودن لحاظ گردد و کارمندان کرد به ادارات سنندج، سقز و دیگر شهر های کرد منتقل شوند تا سنی ها در بیجار جا خوش نکنند.

4-4 باید دست فروشان و دوره گردان را که با سد معبر در پیاده روهای مرکز شهر ناهنجاری به وجود آورده اند را در اقدامی قاطعانه جمع آوری کرد.
5-4 ترویج موسیقی محلی (ساز و دهل - و عاشق در میان ترکها)در مراسمات شادی به جای دعوت از خوانندگان کرد
.
6-4
تسهیل در ارتباط روستاهای شیعه نشین با یکدیگر و با شهر بیجار با گسترش راههای مناسب و نیز تسهیل در ارتباط روستاهای سنی نشین با شهر های دیواندره و سنندج
.
7-4
تقویت شبکه تلوزیون استانی زنجان در بیجار و بهبود برنامه های آن

8-4
انتخاب مسؤلین تاثیر گذار ( فرماندار، شهردار، فرمانده نیروی انتظامی) که به امور یاد شده کاملا واقف بوده به طوری که انگیزه های لازم در اجرای برنامه سامان دهی به گروس و باز گرداندن آن به آغوش شیعه ها را داشته باشند. متاسفانه هیچ یک از مسولین سابق به موارد یاد شده دقت کافی نداشته اند.

|+| نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1385ساعت   توسط سید محمد موسوی  | 

یاسوکند نامی جاودانه و همیشگی

یاسوکند نامی جاودانه و همیشگی

س ـ ح

هفته نامه نوید آذربایجان

یاسوکند نامی جاودانه و همیشگی شهری است که در حدود هفتاد کیلومتری شمال شهرستان بیجار گروس قرار گرفته و زبان مردم این شهر ترکی است یاسوکند از کیلومتر 55 جادة بیجار - زنجان حدود 18 کیلومتر فاصله داشته و جمعیت آن قریب به هشت هزار نفر می باشد که مردم آن بیشتر از طریق کشاورزی و صنایع دستی امرار معاش می نمایند. بر اساس نظریة باستان شناسان و واقعیات موجود قدمت تپة باستانی یاسوکند بی ارتباط با قلعة قمچوقا (آیتوس) و کتیبة سومریان در آن حوالی نیست. بر روی تپة باستانی یاسوکند یک بنای تاریخی بزرگ که مربوط به دورة سلجوقیان است با نام امازاده عقیل قرار دارد وسعت شهر قدیم یا تپه باستانی نیز به چند هکتار بالغ می گردد.

هر چند در مطبوعات محلی آذربایجان تلاش فراوانی برای تنویر افکار عمومی در راستای احقاق حقوق فرهنگی و زبانی اقوام و ملل ایران صورت پذیرفته است، لیکن متأسفانه در برخی از نقاط اجتماعاتی یافت می شود که چونان بی خبر از جایگاه و ارزشهای فرهنگ بومی خود هستند که گاه به واسطة این بی اطلاعی یا بازیچة دست دیگران می شوند یا خود تیشه به ریشة خود می زنند، در نهایت نیز خود را در موضع دفاع از حق و حقوق مردم قرار می دهند و به تصور خود کار خیری را برای جامعه انجام می دهند این بار نیز مصیبتی بزرگ برای فرهنگ و زبان ما در این ناحیه در حال رخ دادن است که بی ارتباط با جریانات و اتفاقات در سایر نقاط کشور نمی باشد از آن جمله بخش نامة اخیر آموزش و پرورش ارومیه به مدارس در خصوص تغییر نام شصت جزیرة دریاچة ارومیه از ترکی به فارسی می باشد که با اعتراضات وسیع جامعة علمی و فرهنگی آذربایجان مواجه گردید. مصیب وارده به مردم گروس نیز تلاش عده ای مسئول یا غیر مسئول ناآگاه برای تغییر نام شهر یا سوکند با نام حرامی تاک شهر می باشد. همچنین برخی از مبادی مربوطه مخالفت خود را با این کار اعلام داشته و دیگران را عامل و پیگیر این قضیه معرفی می کنند یاسوکند طبق قانون در تقسیمات جدید کشوری شهر می باشد و علت بی توجهی به آن مربوط به وجود کلمة کند به معنی روستا در نام آن نمی باشد و عدم توجه به آن دلیل روشنی دارد که همة مناطق ترک نشین بدان دچار هستند و تغییر نام شهر برای گرفتن بودجه و غیره هیچ توجیه علمی و محکمه پسندی ندارد.

دو عامل عمده برای طرح تغییر نام جاودانه و با شکوه یا سوکند به نام هوایی و بی اساس تاک شهر وجود دارد:

1ـ رژیم پهلوی

می دانیم در دوران ستم شاهی برنامه ی جامعی تحت عنوان طرح یکسان سازی فرهنگ و زبان کشور به بهانة ایجاد وحدت و یکپارچگی ارائه گردید که با تلاش زیادی به اجرا در می آمد. دراین راستا برای محو و نابودی زبان و فرهنگ میلیونها ایرانی غیر فارس هزینه های هنگفتی از بیت المال صرف می گردید. در اجرای این طرح شوم و نافرجام برنامه ی وسیع و مفصلی فراهم آمد تا بتوان به کمک آن خواست های رژیم را به مردم قبولاند. از اهم این برنامه ها تحریف و جعل تاریخ اقوام غیر فارس بود. مورد دوم برای ریشه کن نمودن زبان سایر اقوام تغییر نامهای جغرافیایی غیر فارس، اسم فامیل ها و هر نوع آثار مربوط به این زبانها و فرهنگها بود. ناگفته نماند این برنامه ها در اصل به وسیلة استعمار غرب و با تشریک مساعی مستقیم یا غیر مستقیم دولت هایی همچون انگلیس، فرانسه، روسیه جهت ایجاد شکاف ما بین ملل مسلمان خاورمیانه صورت می پذیرفت.

چه در داخل ایران و چه در سطح بین المللی فرهنگ و زبان ایران مساوی با فارس شناسانده شده و چون کشورهایی مانند انگلستان، فرانسه، روسیه، یونان در سطح کلان با ترک های دنیا که نمایندگان و مبلغان اصلی دین اسلام در مقابل مسیحیت بودند ستیز داشتندبه ایران در معنای فقط فارس در اروپا و قاره های دیگر جهان دامن زدند و از کشورهای خود نوکرانی تحت عنوان مورخ را به کارگرفتند تا به جعل تاریخ پرداخته و به جهانیان عرضه دارند.

مورخین دغل کار پهلوی نیز در داخل به سخنان آنان استناد نموده و بدین طریق توده ی عظیمی ازمردم ایران و جهان را فریب دادند. لیکن تحقیقات اخیر پیشینة ترک ها در خاور نزدیک و ایران را تا هشت هزار سال به اثبات رسانیده است . که تحت عناوین قومی و حکومتی : سومئر، گوتی، لولوبی، ماننا، ماد، کاسیت، ایلام، اورارتو، هون، قپچاق، خلج و غیره در اقصی نقاط خاورمیانه، ایران، قفقاز، آسیای صغیر، اروپای شرقی، آسیای میانه و خاور دور و سایر نقاط جهان پراکنده بوده و هستند. به هر حال عموم مردم ایران با اعمال ضد بشری رژیم پهلوی مقابله نمودند و این اعتراضات به انقلاب اسلامی 1357 قوت زیادی بخشید. ولی استعمار غرب بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی برنامه های خود را به حال خود رها نکرده و سعی در نفوذ به دستگاه حکومتی برای اجرای برنامه های خود داشت.

در رژیم پهلوی لیست بزرگی از نامهای جدید جغرافیایی تهیه گردید. از آن جمله تغییر نام ترکی دریای خزر به دریای مازندران، ارومیه به رضائیه، قوشاچای به میان دو آب، ساووج بولاق به مهاباد، جیغاتو به زرینه رود، تیکان تپه به تکاب و صدها نام دیگر به فارسی تغییر داده شده بدون تردید در هر برهه و زمانی پس از رهایی فرهنگها و زبانهای بومی ایران از یوغ زبان فارسی همه ی نامهای تغییر داده شده به اصل آن باز خواهد گشت. این رهایی به معنی اجرای اصول 19 و 15 قانون اساسی است. چنانچه اولین سمینار اورتوگرافی زبان ترکی که در شهریور ماه 1381 در تهران برگزارگردید به کار بردن اسامی اصلی نامهای تغییر داده شده را به تصویب رسانیده است.

2- فقر اطلاعات و فقر اطلاعات فرهنگی:

رفاه قیقی برخورداری از امکانات و وسایل زندگی نیست بلکه رفاه بدین معنی است که هر فرد به جایگاه و موقعیت اجتماعی و فزهنگی خود افتخار نموده و از آن گریزان نباشد.
در نگاهی به وضعیت مردم ستم دیدة گروس و از آن جمله یاسوکند می بینیم ما نه از امکانات و وسایل زندگی متناسب با ثروت های طبیعی موجود در منطقه برخوردار بوده ایم و نه از رفاه و امنیت فرهنگی و زبانی. اصل 15 قانون اساسی که در گرفته از اصل 19 و آن نیز برگرفته از حقوق زبانی اقوام اشاره شده است.درصورتیکه اصل یاد شده عملاً تعطیل بوده و معلوم نیست برای اجرای آن باید به کدام نهاد و ارگانی مراجعه نمود. اعلامیة جهانی زبان که بالغ بر پنجاه ماده می باشد حقوق هر جامعه زبانی را به شکل بایسته تری تصویب نموده و عدول از آن را نقض حقوق بشر می داند. در صورتی که مردم جامعة ما نه تنها به کوچکترین بخش از حق و حقوق زبان و فزهنگ خود آشنا نیستند بلکه روز به روز به علت مشکلات معیشتی بی اطلاع تر گشته و در مسیر اضمحلال فرهنگی و زبانی و آسیمیله شدن قرار می گیرند.

می دانیم وقتی یک جامعه دچار مشکل می شود بخش توده در صدد رفع مشکلات به صورت فردی بر می آید ولی نخبه سعی در رفع کلی مشکل در جامعه دارد و احساس پدری می کند. کما اینکه از طرف افراد خانواده و نزدیکان مورد نکوهش قرار بگیرد. بنابراین در جوامع استبدادی مبادرت به توده پروری و نخبه کشی می شود بدین لحاظ می بینیم که برخی تز مجاری ترک ستیز اقدام به اعمال عوام فریبانه نموده و دست در شناسنامة فرهنگی مردم می برند و در صدد تغییر آن می باشند.

چنانچه در بند یک تصریح شد طرح تغییر نامهای جغرافیایی از برنامه های پلید و ضد فرهنگی زژیم پهلوی در دهه های قبل از انقلاب بوده است و از نهاد های جمهوری اسلامی انتظار می رود که مانع از ادامة اجرای برخی برنامه های ضدفرهنگی و ضد اسلامی حکومت پهلوی شوند. تغییر نامهای جغرافیایی که در سیستم حکومتی ناکام پهلوی تهیه و ارائه شده است پیام از سیر قهقرایی احقاق حقوق مردم خواهد داشت و محکوم است.

وقتی که زبان ترک ها از غرب چین تا قلب اروپا گسترده شده است، وقتی که زبان ترکی با قاعده ترین زبان دنیاست، وقتی که زبان ترکی سومین زبان زندة دنیا شناخته شده است. چرا باید به این شوکت و عظمت خرده گرفت و با تحلیل سطحی و بچه گانه برای تغییر نام چند هزا سالة یاسوکند اقدام نمود. در صورتی که نام بی اساس پیشنهادی که مصوبة دستان ترک ستیز پهلوی است دارای هیچ پیشینه، تاریخ و تجانسی با زبان های اهالی گروس و یاسوکند ندارد . فردا آن چهار شاخه انگور نیز به خانه های مسکونی تبدیل خواهد شد.

نامهای جغرافیایی بر روی نقشه کشور مشابه آجرها و مصالح تشکیل دهندة یک اثر باستانی بزرگ می باشد و قدمت این اثر باشکوه به قدمت هر کدام از اعضاء یا عناصر تشکیل دهندة آن بستگی دارد هر یک از این عناصر را یک جامعه و قوم در محل و جایگاه بخصوص خود قرار داده است و تغییر یا تعویض هر کدام از این نامها به سان کشیدن یک آجر یا کندن یک تکه از مصالح زینتی این بنای عظیم و قدیمی است. این اسامی را جامعه خلق کرده است و نباید به دست افراد از بین برود همچنان تغییر نام خلیج فارس تحمل شد ما نیز تعییرنام یاسوکند را تحمل نکرده و آنرا محکوم می کنیم.

در نشریات محلی آذربایجان، و سایر اقوام و ملل ایرانی بارها در خصوص لطمات جبران ناپذیر این اعمال به همبستگی ملی بحث شده است. دوست داشتن وطن انعکاسی است از رابطة پدری و فرزندی. حذف تدریجی و جزء به جزء عناصر تشکیل دهنده ی فرهنگ بی حرمتی به هویت، تاریخ و پیشینة پدرانمان بوده و جرم محسوب می شود و مسئولین مربوطه می بایست غیر عملی بودن تغییر نام جاودانه و همیشگی یاسوکند به هر نام دیگری را به صورت رسمی اعلام و به اطلاع عموم مردم گروس برسانند.

وجه تسمیه و ریشه یابی یاسوکند

1- یاسو (یاستی)

اصل کلمه همان »یاسو« می باشد که در تلفظ ترکی حرف سین مشدد شده و سپس به ت بدل گشته است. »یاسو« اسم یکی از طوایف باستانی ترک درمنطقه می باشد که در تاریخ به صورت»یاسو بی گالایان« آمده است (تاریخ ماد - تألیف دیاکونوف صفحه 208) . این نام مرکب از اسم دو طایفه است ( یاسوبی + قالایان) ، در هر دو اسم، پسوند جمع وجود دارد. یاسوبی از دو بخش یاسو+ بی تشکیل شده است. پسوند بی(پی) در ترکی باستان در اسامی، کاسبی، اللی پی، سوبی، لوللوبی، یاسو بی و غیره بکار رفته است و یک پسوند جمع می باشد. وجود طایفه ای به نام »یاسو« درهزارة نخست قبل از میلاد در این نواحی مسجل می باشد، کلمه کرانی که نام بخش شمالی گروس می باشد بازماندة بخش دوم نام مرکب »یاسو بی کالایان« است. کلمة کالایان در گذز زمان به کوران=کرانی تبدیل شده است.

در بسیای از کلمات به علت نزدیکی مخارج حرف لام به راء بدل می شود، کوران چای به معنای رودخانه ای است که به قوم کوران کالایان) نسبت داشته و این قوم در کنار آن رودخانه ساکن بوده اند. از نوشته های دیاکونوف چنین بر می آید که قلعة باستانی »یاسو کن« مدتی در اشغال آشوریان درآمده و ایشان تعدادی از اسیران جنگی خود را به این نقطه مهاجرت می دهند. در خصوص معنی نام طایفه مورد بحث نیز می توان گفت احتمالاً یاسو در معنی قانون باشد (یاسو = یاسو).

2- کند:

کلمة کند در زبان ترکی به معنی شهر و روستا (ترکی اوغوز) بکار می رود، این نام در زبان ترکی پنج الی ده هزار سال قدمت دارد. محمود کاشغری مؤلف اثر بزرگ دیوان اللغات ترک در حدود هزار سال پیش در خصوص کلمة کند می نویسد: کند: 1- شهر و مخفف آن کن است. به کاشغر ( در کشور چین) ادو کند گفته می شود یعنی شهر اقامت. زیرا افراسیاب انجا نشیمن داشت به سبب پاکیزگی هوایش و آن چین سفلی است. 2- ده در نزد غزان و کسانی که با ایشان در آمیخته باشند.

در نزد بیشتر ترکان به معنای شهر است و از آن است که قصبة فرغانه را »ازکند« نامند یعنی شهر جانها و روانهای ما و همچنین نامیده می شود » سمر کند« یعنی شهر فربه و آبادان و بزرگ به سبب بزرگی و پهناوریش و آن به فارسی سمرقند است.

کلمة کند در اسامی امکنه بزرگ معنی شهر و مدینه را در ذهن متبادر می کند، در لهجه ی ترکی استانبولی به روستا کوی گفته می شود و مراد از کند در اسامی جغرافیایی شهر است. فرهنگستان زبان ترکی کلمة »ائورن کند« را به جای یونیورسیتی تصویب کرده است و کند معادل سیتی (شهر) می باشد، در عموم لهجه های ترکی پایتخت را باشکند گویند.

پس شهرهای همچون بغداد، باکو، تاشکند، تهران، آنکارا و پاریس هر کدام یک باشکند می باشند، کلمة کند برای قریب به سیصد میلبون ترک در جهان نخست در معنای شهر به کار می رود. اصل کلمه در فرم گون = هون در معنی ایل و طایفه در چهر هزار سال قبل بکار می رفته است ( ویژه نامة مجلة وارلیق زمستان 77 صفحة 18 - پروفسور محمد جواد هیأت)، این عنوان طایفه ای و خاندانی بعلت عشیره‌ایی بودن شهرهای کوچک و روستاها در اعصار قبل از میلاد به شهر و روستا و توسعة معنایی یافته است . هون در زبان گروسی و لری به صورت هوز (روستا) درآمده است و محمود کاشغری درکتاب خود به تبدیل نون به زاء توضیح داده است. (ترجمة دکتر دبیر سیاقی صفحة 693) . کلمة گون در »فرم کن« در آخر نام یکی از طوایف ششگانة مادها به نام »پارتا کن« دیده می شود (تاریخ دیرین ترکهای ایران - پروفسورذهتابی ) امروزه نیز کلمة کند در گروس به صورت کن تلفظ می شود مثل قزکن ، آغ کن، یاسو کن و ... دانشمندان معنی انسان را برای کلمة هون ( من، کند) تصریح کرده اند ( تاریخ ذهتابی - جلد دوم)، کلمه هون در فرمهای کن = ئن در اسامی امکنه یا طوایف سومری، ایلامی و سامی بکار رفته است و ریشة کلمه انسان و انس نیز از همین کلمة هون (ئن) می باشد که قرنها قبل از اسلام وارد زبان عربی شده است .

نتیجه:

در نهایت باید به کسانی که پیگیر اجرای طرح ترک زدایی رژیم پهلوی هستند اعلام داشت تا بیایند و تاریخ و پیشینة کهن و پر افتخار خود را مطالعه کنند و بدان افتخار ورزند و آنرا به جوانان یاسو کند بیاموزند. همچنین باید از ایشان خواست تا به جای تلاش برای تغییر نام باشکوه یاسو کند به اسم نامأنوس و حرامی، گامی در جهت آبادانی این شهر بردارند. حذف چند پیچ تند و خطرناک در مسیر جاده یاسو کند به خط زنجان - بیجار برای مردم این شهر و یا جمع آوری زباله ها و خاکستر های انباشته شده بر گرده ی حمام قدیمی یاسو کند بسیار مفیدتر و پسندیده تر از بازی با هویت تاریخی مردم است . تلاش برای آوردن گروه های باستان شناس از طریق نهادهای مربوطه در کشف و ثبت آثار باستانی و روشن شدن شکوه و عظمت زیر خاک ماندة مردم گروس دریاسو کند و کشانیدن آوازه یاسو کند و گروس از آن طریق به اروپا و آمریکا بسی بهتر است از حذف این نام پر تمتراق باستانی و نیز تلاش برای گشایش موزه و جذب گردشگر برای دیدن آثار مکشوفه از تپة باستانی در یاسو کند بسیار واجب تر است از تغییر نام آن. تلاش برای نصب چندین تابلو کم هزینه در سه راهی یاسو کند و معرفی آثار باستانی و قید فاصلة شهرتا سه راهی به کیلومتر بسیار واجب تر است از پایین کشیدن پیشینة مردم از سر در ادارات و ارگانهای دولتی یاسو کند و بالا بردن یک نام پهلوی ساخته.

تلاش برای رفع مشکلات معیشتی مردم و ایجاد اشتغال با آوردن یکی از هزاران واحد صنعتی عسلوبه و جلوگیری از به تاراج رفتن ثروت خدادادی منطقة یاسو کند خیلی مردم پسندتر است از دویدن برای تغییر نام عزیز یاسو کند به نام حرامی و اجنبی ساخته . تلاش برای خود باوری جوانان یاسو کند، گسترش ورزش با ایجاد فضای ورزشی مناسب به اندازة یک هزارم شهرهای نهنگ شدة دیروز استان اصفهان و کرمان و نیز بالا بردن سطح دانش و سواد و گشایش یک کافی نت در این شهر بهتر از توده پروری و نخبه کشی و تمسخر روشنفکران است. همچنین باید از نمایندة غیور و محترم شهرستان بیجار جناب آقای محمد علی مقنیان خواست که اگر دو نفر آن هم به لحاظ بی اطلاعی و بی سوادی ( آن مدارک ها را برای خودشان) یا به لحاظ سرسپردگی به عناصر ضد ترک موافق و پیگیر تغییرنام جاودانة یاسو کند بوده اند بیست هزار نفر و بلکه بیشترمخالف با این تعییر نام بوده و از آن جناب نیز تقاضا می شود تا به خواست هزاران موکل خود احترام گذارده. متولیان این امر از نزدیک آگاه ساخته تا غیر قانونی بودن و غیر عملی بودن این تغییر نام را به صورت رسمی به مردم یاسو کند و گروس اعلام دارند.

تلاش برای تحقیق این امر شوم ثمری نخواهد داشت و بسیاری از جوانان یاسو کند نظاره گر این اعمال غیر عقلانی برخی از مسئولین هستند و فردا از ایشان توضیح خواهند خواست.
|+| نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1385ساعت   توسط سید محمد موسوی  | 

شرحى بر بيجار آذربايجان


مقالات زیر برای اولین بار درشماره 3 نشریه چنلی بئل (ویژه نامه آذربایجان غربی) به چاپ رسیده ، به جهت اهمیت مطالب و استقبال چشمگیر از این شماره و اتمام نسخه های چاپ گردیده مقالات مندرج این شماره متناوبا در سایت آذرسس قرار گرفته و انتشار خواهد یافت

شرحى بر بيجار آذربايجان

دره پادشاهان در قمچوقای

بيجار در غرب ايران واقع شده و از نظر اداري تابع استان کردستان مي باشد داراي 7730 کيلومتر مربع مساحت بوده و از شمال شرقي به استان زنجان ، از شمال غربي به شهرستان تکاب ( در آذربايجان غربي)، از جنوب به شهرستان قروه، از جنوب شرقي به قسمت کوچکي از استان همدان و از غرب به سنندج و ديواندره محدود است. بيجار منطقه اي است در امتداد سلسله جبال غربي ايران و يک سوم اراضي آن کوهستاني است. جنس خاک آن از سنگهاي رسوبي مخصوصا" ترکيبات رسي و آهکي و متعلق به دگرگونيهاي دوران سوم است. شهر بيجار به ((بام ايران)) شهرت دارد چرا که 1940 متر از سطح دريا ارتفاع دارد و770 متر از تهران بلندتراست. اين شهر بعد از شهر کرد بلندترين شهر ايران بوده ودر طول 47 درجه و 36 دقيقه شرقي گرينويچ و عرض شمالي 35 درج و52 دقيقه استوا قرار دارد . قدمت تاريخي اين منطقه به 7000 سال قبل برميگردد و آثار بدست آمده از تپه هاي باستاني آن قابل مقايسه با آثار بدست آمده از تپه (( يانيق تپه)) ميباشد. قلعه ((قمچي چاي)) با قدمتي 6هزار ساله در فاصله 45كيلومتري شمال بيجار و در نزديكي ((ياستي كند)) قرار دارد. در قرن پانزدهم، بيجار روستايي بيش نبود و گفته مي شود كه به ((شاه اسماعيل)) نخستين پادشاه دودمان صفويه تعلق داشت .

در حدود يك قرن قبل ساكنان آن تا اندازه اي متمكن شدند كه توانستند مالك زمين و خانه هاي خود شوند . اين تمكن در ايران علامت آزادي به شمار مي رود . بيجار به يك شهر تبديل يافت، ولي موقع جغرافيايي آن طوري نبود كه به صورت مركز بازرگاني در آيد. بلكه تنها بازاري شد براي فروش فرآورده هاي كشاورزي و اهميت چنداني پيدا نكرد . در سال 1296 ه.ق با قحطي بزرگي كه در تبريز و آذربايجان به وقوع پيوست، در اين هنگام بدستور ((امير نظام گروسي))، حاكم وقت بيجار، دهها خروار گندم از گروس به تبريز منتقل گرديد و مردم تبريز را از قحطي و مرگ رهانيد به همين علت از اين تاريخ به بعد بيجار گروس را حتي تبريز كوچك نيز ناميده اند. مردم بيجار گروس در جريان انقلاب مشروطه بر خلاف شهرهاي همسايه غربي با 300 سوار به ياري و كمك ((ستارخان)) و ديگر دليران مشروطه آذربايجان شتافتند.

بيجار گروس در 1325 شمسي همزمان با شكست ((فرقه دموكرات آذربايجان)) و تشديد فشارهاي حكومت پهلوي به مردم آذربايجان و شدت يافتن اعمال استعماري بر عليه آذربايجان، از استان چهارم (آذربايجان) منفك گرديده و به استان همدان واگذار گرديد و نهايتا در 1337 با تشكيل استان كردستان بيجار گروس به اين استان ضميمه شد و اين در حاليست كه با بررسي تاريخي مشخص ميگردد كه اين منطقه همواره جزو ايالت و منطقه آذربايجان بوده و هميشه از ناحيه غرب مورد حمله و غارتگري و چپاول قرار ميگرفته است.

بيجار گروس همينك وسيعترين و پرآب ترين منطقه استان كردستان ميباشد و به انبار غله ايران نيز مشهور است. در اين منطقه چهار رود پرآب به نامهاي ((قزل اوزن ))، ((قمچي چاي))، ((اوزون دره))، ((تلوار)) وجود دارد. اکثر مردم اين شهرستان مسلمان و 70% شيعه و 30% سني هستند در سابق تعدادي يهودي در اين شهر ساکن بودند که همگي مهاجرت کرده اند. صنايع دستي اين منطقه را قالي، قاليچه، گليم، جاجيم، سجاده، نمد، توري، دستکش، جوراب و ... تشکيل مي دهند و فرش هاي اين منطقه از شهرت جهاني برخوردار بوده و به خارج صادر ميشوند. در خصوص قالي بيجار گروس ميتوان به مطلب ذيل كه عينا از سايت www.bijariran.comو يا كتاب ((فرهنگ مردم گروس)) نوشته ((سيد محمود هاشمي نيا و ملوك ملك محمدي))، چاپ امين-قم، تابستان 1380 نقل ميگردد، مراجعه نمود: ((در نخستين سال هاي بين دو جنگ جهاني به ندرت قالي در اين ناحيه بافته مي شد . سپس در اواسط قرن بيستم اين صنعت به تدريج احياء شد تادر سال 1938 كه در حدود 1000 دستگاه بافندگي دراين ناحيه مشغول كار بود و فراورده سالانه آن به هزار تخته مي رسيد . در قرن گذشته روسا و خوانين مشرق كردستان كرد نبودند بلكه ترك بودند , به طوري كه عده اي از آنها تا امروز نيز ترك هستند . اغلب قبايل ترك به عكس اكثر قبايل ايراني قالي هاي خود را مثل قاليهاي بيجار دو پوده مي بافند . در بين اين قبايل ترك ناحيه هريس و تبريز , قشقائيها فارس و بعضي از ايالات افشار را در كرمان مي توان نام برد . احتمال بسيار دارد كه خوانين ترك شرق كردستان ( شايد عده اي از افراد خاندان افشار كه هنوز در شمال بيجار مالك چندين روستا هستند , به صفحه 242 مراجعه شود ). براي قصور خود به قاليهاي بزرگ و محكم نياز داشتند , حال چگونه مي توانستند چنين فرش هايي تهيه كنند ؟ بديهي است دستور دادند آنها را به همان شيوه عشايري و با با همان گره تركي و دو پوده پشمي تهيه كنند . يعني به همان شيوه اي كه قالي يوشاك تا به امروز بافته مي شود. در واقع قالي بيجار ميتواند يكي از خويشاوندان دور قالي يوشاك تركيه باشد . چنانچه اين فرضيه درست باشد بقيه نيز درست خواهد بود، ((بهاين)) معني ككه چون پشم ( به عكي نخ ) ماده اي است كه حالت ارتجاعي دارد براي به دست آوردن فرشي كه مثلاً در هر اينچ 12×12 گره داشته باشد پود هاي پشمي را بايد با شدت كوبيد كه در تنيجه قالي هاي خشن و فشرده به دست مي آيد، يعني همان ويژگي هايي كه در قالي بيجار ديده مي شود)).

مهمترين آثار تاريخي بيجار نيز عبارتند از قلعه بزرگ قم چقا ، پل تاريخي صلوات آباد ، بناي سنگي اوچ گنبد ،مسجد تاريخي خسروآباد ، تيمچه حاج شهباز خان ، تيمچه امير تومان متعلق به دوره صفويه ، زيارتگاه حمزه عرب ، پنجه علي ، آثار سد خاکي جعفر آباد ، تپه نجف آباد ، مقبره آ يت الله فاضل گروسي و قلعه هاي تاريخي بسيار و مقابر و امامزاده هايي چون سيد مسيب سيد شکر ، مقبره صاحبه ، گنبد پير صالح ، مقبره سيد خضر از جمله اماکن و آثار تاريخي مو جود در شهرستان بيجار هستند و جمعا" حدود 60 اثر باستاني و تاريخي در آ ن شناسايي شده اند . از مساجد بيجار مي توان مسا جد قا ئم، جامع بازار، اميرالمو منين، سيد ا لشهدا ء، امام رضا، فاطميه، ابوالفضل، موسي ابن جعفر، حضرت محمد ص، امام حسن، وحسينيه شهر را نام برد.

مراسم تاسوعا و عاشورا ي بيجار در ايران کم نظير است و مردم در برگزاري آن مشارکت فعال دارند و هر ساله خبر نگاران از کشو رهاي خارجي جهت تهيه گزارش در آ ن شرکت ميکنند. مردم اين شهر در زنده نگه داشتن عاشوراي حسيني بسيار متعصب و متاثرند بهمين جهت به محض مشاهده هلال محرم در آسمان چند علم سياه و منقوش را بر پشت بام مساجد و تكايا مي افرازند و طلاق آنها نيز با پارچه هاي سياه كه اشعار محزون و مذهبي بر آنها نوشته شده، ميپوشانند هم چنين با پارچه هاي مربع يا مثلث شكل كه بر آنها نامهاي الله، محمد، علي، حسن، حسين، فاطمه، يا قمربني هاشم و يا ابوالفضل نقش بسته است ستونها و طلاق نماهاي درون مساجد را مي پوشاند. در اين ماه بيشتر مردم بپاس شهيد شدن امام حسين و يارانش سياه پوش هستنند و در اين مدت خود رااز تمام شاديها بيگانه ميدانند و اصولا تمايلي به شادي خويش ندارند به همين مناسبت بيشر مردان ريش نمي زنند و زنان به آرايشگاه نمي روند و حنا نمي گيرند، روز تاسوعا و عاشورا از خوردن سير و پياز به صورت خام اجتناب مي نمايند زيرا خود را عزادار مي دانند روز عاشورا گروهي از مردان پا برهنه هستنند وعده اي آب نمي نوشند بپاس اينكه امام حسين در صحراي كربلا تشنه لب به شهادت رسيده است در همين ايام نذر و نيازهاي فراواني مي نمايند از جمله دادن حليم و طعام به فقرا و نياز مندان و سر بريدن قرباني در جلو هيئت هاي عزا دار و تقسيم گوشت بين خانواده هاي حاجتمند. عزاداري مانند سينه زني و زنجير زني و غيره است .

جمعيت نيمه شرقي استان كردستان(منطقه گروس) شيعه مذهب بوده و اكثرا ترك زبان ميباشند. ترك زبانان منطقه گروس در 8 نقطه شهري و 400 روستا در شهرستانهاي ((بيجار گروس)) و ((قروه گروس)) ساكن هستند. در حال حاضر آمار دقيقي از تركهاي منطقه گروس وجود ندارد اما تركهاي بيجار گروس در همه دوره ها نماينده ترك زبان روانه مجلس نموده اند. با وجود قابليتهاي بسيار بالاي منطقه، متاسفانه بيجار نسبت به شهرهاي غربي استان كردستان محروميت و عقب ماندگي بيشتري را داراست و طرحهاي عمراني اين منطقه با سرعت لاك پشتي در حال اجرا ميباشند.

بعد از تشكيل استان كردستان كه كوه ((چنگ الماس)) حد و مرز آذربايجان و كردستان تعيين شد، شاعر ترك زبان بيجار ترانه ايي ميسرايد كه اكنون نيز زنان منطقه هنگام تنهايي و هنگام قالي بافي اين ترانه را زمزمه ميكنند:

چنگ الماسين يئلي اسدي
آجىسي دوغرادي كسدي
حاجامات آلمايين بسدي
قان آپاردي حالدان مني
ايراق سالدي ائلدن مني

|+| نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1385ساعت   توسط سید محمد موسوی  |